دیگر در اداره تئاتر سانسور حاکم نیست/ مژه جمشید مشایخی به هنرمندان در تابستان ۵۸

در حال حاضر نمایشنامههایی از غلامحسین ساعدی که آثارش در سالهای گذشته ممنوعالاجرا بود، توسط یکی دو تن از کارگردانان ما برای صحنه آماده میشود.
به گزارش خبرگزاری نمایشگاه کتاب، در تابستان ۱۳۵۸، جمشید مشایخی در مقام سرپرست اداره برنامههای تئاتر، از افقی تازه برای صحنه ایران سخن میگوید؛ افقی که در آن حذف سانسور، بازگشت آزادی خلاقه و میدان یافتن نمایشنامهنویسان و کارگردانان، نویدبخش رهایی تئاتر از رکود سالهای گذشته است. او با تأکید بر ماهیت آگاهیبخش و انسانی تئاتر، از ضرورت اعتماد به هنرمند، تقویت نمایشنامهنویسی ایرانی، همبستگی صنفی و حمایت از گروههای آزاد و دانشجویی دفاع کرد. متن این گفتوگو را که روز یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۵۸ در صفحه هنر کیهان منتشر شد در پی میخوانیم:
در حالی که پس از پیروزی انقلاب از یک رکود نسبتا طولانی هنری بیرون آمدهایم، فعالیت اداره برنامههای تئاتر نیز برخلاف گذشته شدت یافته است، علت این پرکاری چیست؟
علت آن یک مقدار به خاطر عدم وجود سانسور در این اداره است برخلاف گذشته، دیگر در این اداره سانسوری حاکم نیست. این را هم بگویم تا سوءتعبیر نشود که در سابق سانسور از طرف رئیس اداره اعمال نمیشد، بلکه به طور مستقیم نمایندگان شهربانی و وزارت اطلاعات دست به این کار میزدند و به این طریق نتیجه زحمات بسیاری از نویسندگان و کارگردانان را در محاق توقیف میانداختند، ولی حالا که دیگر به شیوه تحمیلی گذشته عمل نمیشود، تمامی هنرمندان میدان عملی برای عرصه کارهای خود پیدا کردهاند.
یعنی از این پس دیگر، آثار هیچ نویسندهای ممنوعالاجرا نخواهد بود؟
خیر، به هیچ وجه، برای مثال نیز میتوانم بگویم که در حال حاضر نمایشنامههایی از غلامحسین ساعدی که آثارش در سالهای گذشته ممنوعالاجرا بود، توسط یکی دو تن از کارگردانان ما برای صحنه آماده میشود. البته متاسفانه هنوز هم در بعضی از شهرستانها حرکتهایی در جهت اعمال سانسور توسط گروههایی دیده میشود که علت آن عدم آگاهی بعضی از افراد به ارزشهای کیفی هنر تئاتر است. متاسفانه بعضیها هنوز فکر میکنند که تئاتر نوعی سرگرمی و «شو» است. به این دلیل زمانی که از تئاتر نامی به میان آورده میشود، زود جبهه میگیرند. به عقیده من باید به این افراد آگاهی داد و به آنها ثابت شود که تئاتر نوعی علم است. گستردهای از سیاست است و در نهایت یک حرکت انقلابی و عمل انسانی است، چون هنر تئاتر درمجموع با هستی و شعور انسان سر و کار دارد.
علاوه بر سانسور، عوامل دیگری در زمان رژیم گذشته وجود داشت که منجر به رکود هنر تئاتر در ایران شد؟
اصولا در رژیم گذشته، دولتها و دستاندرکاران با تئاتر میانه خوبی نداشتند. دلیلش هم روشن است، چون تئاتر در هر جامعهای به جوهر حقیقت میپردازد و مسائلی را مطرح میکند که در هر صورت به نفع هیأت حاکمه غاصب و فاسد نیست. آنها ظرفیت پذیرش هیچگونه انتقادی را که در جهت سازندگی جامعه و به نفع توده محروم است ندارند. رژیم گذشته نیز که با تمامی اعوان و انصارش دارای چنین خصوصیتی بود، از بیدار شدن مردم واهمهای فراوان داشت. به همین دلیل به هر نحوی که بود سعی میکرد با اعمال سانسور در نهادهای آگاهیدهنده، از رخنه واقعیتها به میان مردم جلوگیری نماید. در این رهگذر کسانی هم که از واقعیتها سخن میآوردند، یا سر و کارشان با ساواک بود و دژخیمان رژیم و یا سادهترین مجازاتشان این بود که نتیجه کارشان را سانسور میکردند و اجازه عرضه آن را به مردم نمیدادند. به این ترتیب نیز در میان نویسندگان نوعی وازدگی و دلسردی به وجود میآمد که باعث میشد کمتر به خلق آثار خوب و ماندنی دست بزنند. بالطبع این کمبود در رکود تئاتر بسیار موثر میافتاد که امیدوارم در آینده دیگر با چنین مشکلاتی درگیر نباشیم.
به عنوان یک پیشکسوت و سرپرست اداره برنامههای تئاتر برای جبران این رکود چه راهحلی را پیشنهاد میکنید تا جهشی در روند اعتلایی تئاتر کشورمان به وجود آورد؟
متاسفانه ما محکوم هستیم که در روند عادی خود حرکت نماییم، چون با هیچ قانون و چهارچوبی نمیتوان به اعتلای هنر رسید. تجربه تلخ سالیان گذشته ثابت کرده است که برای هنرمند، «آزادی» ضرورتی حیاتی است. اگر ما بیاییم برای هنر قانون و قالب پیشساختهای – حتی در جهت یافتن راهحلها – تعیین نماییم به نوعی عوامل ترمزکننده در پیش پای هنرمند قرار دادهایم که سانسور نیز در بطن آن جای میگیرد. بنابراین با همین حرکت و روش باید به راه خود ادامه دهیم و ضمن ارائه نمایشنامههایی از نویسندگان مشهور جهان (در جهت شناساندن تئاتر کشورهای مختلف به مردم)، سعی کنیم فضا و شرایط مناسبی برای خلق نمایشنامههای ایرانی به وجود آوریم.
این را هم بگویم که من برخلاف بعضی از همکارانم معتقدم که در کشورمان به اندازه کافی نمایشنامهنویس داریم در گذشته نیز داشتیم. منتهی چنانکه گفتم شرایط طوری نبود که بتواند به خلق آثار خوب و ماندنی دست بزنند.
با توجه به تحولاتی که انقلاب ایران در تمامی نهادهای اجتماعی به وجود آورده است، نمود آن در تئاتر و برنامهریزیهای اداره تئاتر چگونه خواهد بود؟
مسلما تحولات اخیر تاثیر مثبتی در پیشرفت تئاتر به جای خواهد گذاشت و من امیدواری زیادی به آن دارم. چنانکه به عنوان یکی از ثمرات آن میتوان از تشکیل سندیکای هنرمندان تئاتر نام برد که ایجاد آن از سالها پیش آرزوی قلبی یکایک ما بود، ولی هیچوقت به دلیل مخالفتها و کارشکنیهایی که از طرف عوامل رژیم گذشته صورت میگرفت، موفق به تشکیل آن نمیشدیم. حال که این سندیکا تشکیل شده است، احساس میشود که اتحاد و صمیمیت بین هنرمندان تئاتر روز به روز فزونی مییابد و شرایط کار سهلتر میشود. در عین حال قرار است از طرف این سندیکا طرحهایی برای برنامهها در سطح کشور اعلام شود که مسلما سازنده خواهد بود.
در اداره ما نیز طرحهایی از طرف شورای منتخب هنرمندان در حال تدوین است که پس از آماده شدن اعلام خواهد شد، ولی آنچه مسلم است این است که در آینده با تصویب و تایید شورا نهتنها هیچ محدودیتی برای فعالیت هنرمندان اداره ایجاد نخواهد شد، حتی سعی خواهیم کرد که برای گروههای آزاد و دانشجویی نیز تسهیلات بیشتری در حد امکانات خود فراهم کنیم.
گویا در نظر دارید از کادر هنری اداره تئاتر بهتدریج کم کنید. همینطور است؟
نهتنها چنین چیزی حقیقت ندارد. حتی در آینده مجبوریم نیروهای تازهنفسی را نیز به کار گیریم. یعنی درواقع مجبور به این کار هستیم؛ چراکه ما در حال حاضر دو دانشکده تئاتر داریم که همهساله تعداد زیادی هنرپیشه، کارگردان، درامنویس، طراح و… از آنها فارغالتحصیل میشوند. ما مجبوریم تعدادی از آنها را جذب کنیم. از طرف دیگر من معتقدم در آینده بهتر است اداره تئاتر را به یک مرکز مادر فعالیتهای تئاتری تبدیل کنیم و نوعی سانترالیزم تئاتر به وجود آوریم. البته نه به منظور رسیدگی و نظارت بر کار گروههای دیگر، بلکه صرفا برای تسریع و تسهیل امور آنها.
با این حال شایع است که اداره تئاتر اخیرا دو تن از قدیمیترین هنرمندان خود را خانهنشین کرده است…!
اشتباه به عرضتان رساندهاند. این دو تن (عزتالله انتظامی و فخری خوروش) به خاطر تکمیل شدن سابقه خدمتشان، یعنی سی سال، طبق قوانین اداری و دولتی بازنشسته شدهاند. البته آنها از فعالیت هنری بازنشسته نمیشوند و در آینده نیز همکاری نزدیک با ما خواهند داشت.
در سالهای گذشته، جشنوارههای تحت عنوان تئاتر شهرستانها توسط اداره تئاتر برگزار میشد. آیا این جشنواره در آینده نیز ادامه خواهد داشت؟
متاسفانه از بس که عنوان جشنواره در سالهای گذشته به بیراهه کشیده شد، ما هم مجبور شدیم برگزاری این جشنواره را منتفی سازیم، ولی اگر منصف باشیم باید اعتراف کنیم که جشنواره تئاتر شهرستان برخلاف جشنوارههای دیگر جنبه فرمالیستی نداشت و واقعا در میان گروههای شهرستانی حرکت و جنبش چشمگیری را به وجود آورده بود. ما در این جشنواره شاهد نمایشنامههای نظیر «رامرودیها» از گروه تئاتر مشهد بودیم که کار بسیار باارزشی بود.
در هر حال حاضر با اینکه امکان ادامه این جشنواره وجود ندارد؛ ولی امیدوارم بتوانیم برای بهبود وضع تئاتر، این جشنواره را با شکل و محتوای سازندهتری مجددا برگزار کنیم.